|
با سلام
اول لینک کامل اطلاعات از ویکی پدیا را براتون می ذارم و بعد..... . --> پخش مستقیم حرم <--
امام علیبنموسیالرضا(ع) بزرگی از خاندان اهل بیت(علهیمالسلام) است که ایرانیان، سالها توفیق خوشهچینی از خرمن دانش و فضل آن بزرگوار را داشته و بزرگان علم و ادب و عرفان این دیار، از ایشان بسیار تأثیر پذیرفتهاند، چنانکه ادب فارسی نیز به شمیم ایشان عطرآگین شده است. آشکارترین نشانه تأثیر آن امام همام بر فارسیزبانان را در قصیدههای بلندی میتوان یافت که در مدح ایشان سرودهاند. در این گفتار، ابتدا به متنی گزیده درباره تولد و فضایل ایشان و سپس به ابیاتی کوتاه و برگزیده از آن قصیدهها اشاره میکنیم. در ولادت امام رضا(ع)روایت است از علیبنمیثم از پدرش که گفت:نجمه مادر رضا گفت: چون حامله شدم به پسرم رضا، ثقل[1] حمل نیافتم و از شکم خود آواز تسبیح و تحمید و تهلیل میشنیدم و مرا از آن، هول و ترس پدید میآمد و چون وقت وضع حمل رسید، وی به زمین آمد، دست بر زمین نهاده، سر به آسمان برداشته، لبها میجنبانید، چنانکه گویی سخن میگفت. پس پدرش موسیبنجعفر(ع) به نزدیک من آمد و گفت:گوارنده باد تو را یا نجمه،کرامت پروردگار تو. من پسر را به وی دادم، در خرقهای سفید پیچیده. وی بانگ نماز[2] در گوش راستش گفت و قامت[3] در گوش چپ و از آب فرات خواست و به کامش بازآورد. آنگه به مَنَشْ داد و گفت:فراگیر وی را که حجت خدای است در زمینش».[4] در فضایل امام رضا(ع)روایت: «روایت کرد ابوالصّلت عبدالسّلام بن صالح الهروی که ندیدم عالِمتر از علیبنموسیالرضا. مأمون جمع کرد در یک مجلس جمله عالمان ِعهد خود را از جمله دینها، از گبر و یهود و ترسا و مسلمان و متکلّمان و مناظران، و وی ـ علیهالسلام ـبر جمله غلبه کرد و از همه زیاده آمد. همه اقرار کردند به فضل او و قصور علم خود».[5] روایت:«روایت کرد محمدبناسحاقبنموسیبنجعفر از جدّش موسی کاظم بن جعفر(ع) که پسران خود را گفت:برادر شما علی رضا عالِمترِ آل محمد(ص) است. او را بپرسید از هر چه شما را مشکل بود، و هر چه گوید، شما او را نگاه دارید که پدر من جعفر بن محمد(ع) مرا گفت بارها، که عالِم آل محمد در صُلْب تو است. کاشکی او را دریافتی که او هم نام امیرالمؤمنین علی(ع) است».[6] حکایت: «روایت است از حبیب نباجی که گفت:حضرت رسالتپناه(ص) را در خواب دیدم که به نباج[7] آمد و در مسجدی فرود آمد که حُجّاج درو نزول کردندی و من در پیش وی ـ صلیاللهعلیهوآلهوسلمـ شدم و سلام گفتم. در پیش او طبقی دیدم از برگ خرما بافته، پر از خرمای صیحانی[8] بود. او از آن کفی، خرما برگرفت و به من داد،بشمردم هجده خرما بود. من از خود تأویل کردم که به عدد هر خرمایی سالی بزیام. بعد از بیست روز در زمینی از آن ِخود عمارت میکردم. یکی مرا خبر داد که علی بن موسی الرضا(ع) اینجا رسید و در آن مسجد فرود آمد. مردمان میشتافتند و پیش وی میرفتند. من نیز بزفتم. او را دیدم که در همان محل نشسته بود که پیغمبر(ص) نشسته بود که به خواب دیده بودم و همچنین طبقی از برگ بافته پر از خرمای صیحانی در پیش وی بود. من نزدیک رفتم و بر وی سلام کردم. جواب داد و مرا مشتی خرما داد، بشمردم همان هجده بود. گفتم: یابن رسول الله، مرا ازین زیادهتر بده. گفت:اگر رسول خدای تو را از این زیاده دادی، من نیز زیاده دادمی».[9] پی نوشت:[1]. ثقل: سنگینی. [2]. بانگ نماز: اذان. [3]. قامت: اقامه. [4]. حسین بن حسین شیعی سبزواری، راحه الارواح (شرح زندگانی، فضایل و معجزات رسول اکرم، فاطمه زهرا و ائمه اطهار (علیهمالسلام)، به کوشش: محمد سپهری، تهران، اهل قلم، دفتر نشر میراث مکتوب، 1378، چ 2، صص 223 و 224. [5]. همان، ص 224. [6]. همان. [7]. نباج:نام محلی در راه بصره به مکه. [8]. صیحانی:گونهای خرمای سیاه و سخت. [9]. همان، صص 224 و 225
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد جان نثاری
|
محل نزول ایه تطهیر از ام سلمه نقل شده است که گفت: حضرت رسول در خانه من بود، که فاطمه خربزه ای از برای ان حضرت اورد و حضرتش در صفه نشته بودکه خوابگاه ان حضرت بود و در زیر عبایش خیبری گسترده بودند و من در حجره و اتاقم نماز می خواندم . پیامبر(ص) به فاطمه (ع) فرمود:شوهرت و پسرهای خود را بطلب،پس علی(ع) ، حسن(ع) و حسین (ع) امدند و همه نشستند و مشغول خربزه خوردن شدند، در این وقت خداوند این ایه:"انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا" خداوند اراده کرده است که از شما شرک و گناه و شک و هر بدی را ای اهل بیت پیامبر(ص) دور کند و پاک نماید". (احزاب/33) ام سلمه گفت:من سرخود را داخل خانه کردم و عرض کردم من نیز با شمایم یا رسول الله؟! پیامبر(ص) دومرتبه فرمود:عاقبت تو به خیر است و مرا داخل ان جمع ننمود.
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد جان نثاری
|
ز ليلايي شنيدم يا علي گفت به مجنون چون رسيدم يا علي گفت
مگر اين وادي دارالجنون است كه هر ديوانه ديدم يا علي گفت
نسيمي غنچه اي را باز مي كرد به گوش غنچه كم كم يا علي گفت چمن با ريزش باران رحمت دعايي كرد و او هم يا علي گفت يقين پروردگار آفرينش به موجودات عالم يا علي گفت دلا بايست هر دم يا علي گفت نه هر دم بل دمادم يا علي گفت به هر روز و به هر شب يا علي گفت به هر پيچ و به هر خم يا علي گفت خمير خاك آدم را سرشتند چو بر مي خواست آدم يا علي گفت علي در كعبه بر دوش پيمبر قدم بنهاد وآن دم يا علي گفت عصا در دست موسي اژدها گشت كليم آنجا مسلّم يا علي گفت ز بطن حوت ، يونس گشت آزاد ز بس در ظلمت يم يا علي گفت به فرقش كي اثر ميكرد شمشير شنيدم ابن ملجم يا علي گفت مگر خيبر ز جايش كنده ميشد يقين آن دم علي هم يا علي گفت شبی در محفلی ذکر علی بود
شنیدم عاقلی فرزانه فرمود: اگر دوزخ به زیر پوست داری نسوزی گر علی را دوست داری اگر مهر علی در سینه ات نیست بسوزی گر هزاران پوست داری ************************************************************ در برج ولا مهر جهانتاب علی است در شهر علوم سرمدی، باب علی است از اول خلقت جهان تا محشر مظلوم ترین شهید محراب، علی است *** آنجا که علی واسطه ی فیض خداست برغیر علی هر که کند تکیه خطاست با مدعیّان کور باطن گوئـیـد آنجا که خدا هست و علی نیست کجاست؟ **************************************************************
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد جان نثاری
|
این بخش بیشتر برای اشنایی با خلق و خو و زندگی امام علی است, پس با نظرهای سازندتون این بخش رو تکمیل کنید.
**وضایف مهمان و میزبان در سیره اهل بیت** **طبیب یونانی از مشاهده قدرت امام علی بیهوش شد** **ملاقات شگفت انگیز با امیر المومنین ! **در باره امام علی و 7 ویژگی اسمانی ان** **جايگاه علي عليه السلام درهستي** ***نيازمندى خلفاء بوجود على عليه السلام** **علي و ارتباط با زنان و دختران** **ى از سيره و سيماى اميرالمؤمنين على(عليه السلام)** **فتح مكه** ***بیست سوال قیصر روم*** ***جای دو انگشت علی (ع)***
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد جان نثاری
|
تعداد گناهان کبیره زیاد است ولی ما به برخی از ان ها اشاره می کنیم و هر کدام را جداگانه شرح می دهیم. 1.خوردن مال یتیم یکی از گناهان کبیره خوردن مال یتیم است، یعنی طفلی که بحد بلوغ نرسیده باشد و پدرش مرده باشد.حضرت رسول و حضرت امیر المومنین (ع) و حضرات کاظم و رضا و جواد علیهم السلام خوردن مال یتیم را از گناهان کبیره شمردهاند، خداوند بر این کار وعده اتش داده است. مرگ طلبکار و بچّه کوچک اگر طلبکار کسی بمبرد ودارای اولاد کوچک باشد، اگران بدهی را در وجه انها کار سازی نکند البته به مقدار سهام صغار ، از خورندگان مال یتیم به شمار میرود زیرا به مرگ پدر اموالش به فرزندانش منتقل می شود. 2.ربا خواری حضرت رسول و حضرت امیر المومنین (ع) و حضرات کاظم و رضا و جواد علیهم السلام کبیره بودن این گناه را تصریح کرده اند و در قرآن مجید بر ان وعده عذاب داده شده است و تشدید عذاب ان را بیش ازبسیاری از کبائر می فرمایند، مثلا در سوره بقره میفرمایند: (( کسانی که ربا می خورند در قیامت از گورهای خود بر می نخیزند مگر مانند کسیکه شیطان بسبب مس کردنش او را بیفکند. )) 3.زنا خداوند در سوره بنی اسرائیل می فرماید: و نزدیک زنا مشوید و گرد ان مگردیدبدرستیکه ان خصلتی زشت وکاری فجیع و بدراهی است. زنا مرگ ناگهانی و فقر می اورد. 4.لواط حرمت لواط از زنا بیشتر است، به درستی که خداوند قومی را برای لواط هلاک نمود ولی کسی را برای زنا هلاک ننمود. هر گاه کسی لواط کند عرش خدا به لرزه می افتد و خداوند او را لعنت و غضب فرموده و جهنم را برایش اماده می فرماید. شخص لواط کننده مانند این است که شخصا 70 ضربه شلاق به امام علی زده باشد. 5.قذف کسانی که به زنان پاک دامن نسبت زنا می دهندکه از انچه به ایشان نسبت می دهند بیخبران و اهل ایمانند، دور کرده شده در دنیااز نام نیک و در اخرت از رحمت و برای ایشان شکنجه بزرگی است در روزی کهزبانشان و دست و پایشان بر انچه کرده اند گواهی می دهند. 6.شراب خواری 7.قمار 8.اشتغال بملاهی 8.غناء 9.دروغ 10.سوگند دروغ 11.گواهی دروغ 12.گواهی دادن 13.پیمان شکنی 14.خیانت به امانت 15.دزدی 16.کم فروشی 17.حرام خواری منبع: گناهان کبیره جلد اوّل
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد جان نثاری
|
علي (ع) در طول تاريخ تنها انساني است كه در ابعاد مختلف و حتي متناقض كه در يك انسان جمع نمي شود قهرمان است. چنين انساني و در چنين سطحي معلوم است كه در دنيا تنهاست. چنين انساني در جامعه اش و در برابر ياران همرزمش كه عمري را در راه عقيده كار كرده اند، با پيامبر صادقانه شمشير زده اند، اما در اوج اعتقاد و ايمان و اخلاصشان به پيامبر و اسلام، قبيله و تعصبات قومي را فراموش نكرده اند، مقام را آگاهانه و يا ناخودآگاهانه نتوانسته اند از ياد برند و سمبل اخلاص مطلق و يكدست- همچون علي (ع)- شوند، تنهاست.
از اين دردناكتر اينكه علي (ع) در ميان پيروان عاشقش نيز تنها است!! در ميان امتش كه همه عشق و احساس و همه فرهنگ و تاريخشان را به علي (ع) سپرده اند تنها است. او را همچون يك قهرمان بزرگ، يك معبود و يك اله مي ستايند اما نمي شناسندش و نمي دانند كه كيست؟ دردش چيست؟ حرفش چيست؟ رنجش چيست؟ و سكوتش چراست؟؟ اين است كه علي (ع) در ميان پيروانش هم تنهاست. اين است كه علي (ع) در اوج ستايشهايي كه از او ميشود، مجهول مانده است. درد علي (ع) دو گونه است: يك درد ، درديست كه از زخم شمشير ابن ملجم در فرق سرش احساس مي كند و درد ديگر، دردي است كه او را تنها در نيمه شبهاي خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده و بناله در آورده است. ما تنها بر دردي مي گرييم كه از شمشيرابن ملجم در فرقش احساس مي كند، اما اين درد علي (ع) نيست، دردي كه چنان روح بزرگي را بناله آورده است تنهايي است، كه ما آنرا نمي شناسيم!! بايد اين درد را بشناسيم، چرا كه علي (ع) درد شمشير را احساس نمي كند و ما درد علي را احساس نمي كنيم.
+ نوشته شده در ساعت   توسط محمد جان نثاری
|
|
|