تبليغاتX
ولایت و دوستی با امام علی

گالری اشعار داستان و حکایت

با سلام بازم داریم به محرم نزدیک می شیم این روزا روزای استغفار  کسایی که روتون نمی شه ،  از امام حسین بخواید تا اون طرف همراهیتون کنه ، امام حسین می دونه که ادم بدام عاشق می شن، اصلا مگه جرم شما هم عاشق بشید ببینید معشوقتون چه جوری به حاجتاتون می رسونتتون.

یادتون نره اولین چیزی که   بخواین تو این هیئتا شفاعت معشوقتون باشه.   التماس دعا

=================ماراهم فراموش نکنید====================

ولایت و دوستی با فرزند امام علی(ع)

 

علل پدید آمدن عاشورا

عاشورا، تقابل اندیشه و كردارناب، با دل هایی كه چراگاه بیگانه ها بودند.

رسول خدا(ص) فرمود:

اگر دل را نگهبانی می كردید كه هر چرنده ای در چراگاه آن وارد نشود، آنچه را من می بینم، شما هم می‌دیدید و آنچه را می شنوم، شما هم می شنیدید.

آنان كه گوششان به هر حرفی باز است، بیگانه از وحی خدا و سنت نبوی را به حریم دل آنان راه است و اعتقاد و اطاعتشان به یك ترجمه و یك نظریه، سست می شود و پندار خود را بر وحی خدا می بندند، چراگاه دلشان را به روی هر چرنده‌ای گشوده‌اند، و لذا نه چشمشان می‌بیند و نه گوششان حق را می شنود. دل خوش كنندگان به اصطلاح‌ها، مگر این حدیث را نشنیدند كه ملاك صحت كلام معصوم، قرآن است و اگر به آن عرضه كردند و با آن راست نیامد، لایق كوبیدن به دیواراست؟ تا چه رسد به كلام غیرمعصوم.

مگر نشنیدند كه مردی سال‌ها در خانه به روی خود بست، در قرآن فرو رفت، كتابی از تناقض‌های قرآن آراست و در ‌اندیشه بود كه آن را نشر دهد و از این همه یافته‌های خود، در پوست نمی گنجید. قضا را دیدارش با امام صادق(ع) افتاد و حضرت به او فرمود:

"آیا ممكن است آنچه تو از قرآن فهمیده ای و ضد و نقیضش دانسته ای، آن نباشد كه خدای متعال اراده فرموده است؟"

این جمله حضرت، جان او را بیدار كرد؛ دانست كه در این سالیان دراز، بر خوشایند نفس و زینت شیطان رفته است. كتابی را كه فخر خود می دانست، به آتش بیداری سوزاند.

 

عاشورا، جلوه تقابل دو تفكر است از دین، تفكری فربه شده از بسط شریعت، و تفكری پایبند به سنت

نبوی.یك سوی میدان، تفكری فربه شده و بسط یافته از تسامح و تساهل نسبت به دین را به صف می یابیم.

 دین در این باور، نه محل بروز و صدور و اجرای احكام الهی است در پهنه جماعت مسلمین، بلكه خلاصه ای

است در نماز، روزه، حج و ثواب اخروی.

 

ولایت و دوستی با امام حسین(ع)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جان نثاری  | 

گپ و گفتی با شیطان

اشاره :دادم.

روزی که شیطان تلفنی تماس گرفت و بی مقدمه گفت: " حاضرم رویای تو را تیدیل به واقعیت کنم"، به ناگاه شوکه شدم! باورم نمی شد! تنم خیس عرق شده بود! وحشت و ترس سراپای وجودم را فرا گرفته بود! به هر زحمتی که بود خودم را جمع کردم و بالاخره قراری برای مصاحبه گذاشتم.

روز مصاحبه:

جناب شیطان با دو ساعت تاخیر حاضر شد. وقتی هم که رسید عذر خواهی کرد و گفت:

مأموریت خطیری پیش اومد که از دوستان ساخته نبود و می بایستی خودم انجام می دادم.

پیش از انجام مصاحبه گفتم:

با چه تضمینی باور کنم که در جریان مصاحبه بر مبنای صداقت در گفتار سخن خواهی گفت؟

خندید و گفت: دلیلی ندارد دروغ بگویم. چون من به حربه ای مجهزم که اگر پرده از تمام اسرار من برداشته شود باز هم می توانم به خواسته های خود دست یابم.

گفتم: چه حربه ای؟

جواب داد: غفلت; انسان ها را به خواب نوشین غفلت می برم و ان وقت نقشه هایم را عملی می کنم.

سوگند یاد می کنم تا انتقامم را باز نستانم شما ادمیان را لحظه ای اسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین  می نشینم، و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را برشما خواهم بست.

متن مصاحبه:

عبدالله:خودتان را معرفی کنید.

شیطان: فردی هستم از طایفه جن.مسمی به اسم خاص "ابلیس" و مشهور به اسم عام "شیطان"; البته اسامی و اوصاف دیگری هم دارم که چندان معروف نیستند نظیر: وسواس، خناس، عزازیل، عفریت، شیصبان، حارص، مارد، غوی، رجیم، ابومره، ابو لبین، مذموم، مرید و .... .

عبدالله: پیشه و شغل شما چیست؟

شیطان: مشاغل فراوانی دارم; گاهی مسافر کشم، سر دوراهی حق و باطل می استم و مسافران را در جاده گمراهی در بست به سفر جهنم می برم. گاهی کشاورزم و بذر کینه و نفاق را در زمین دلها می افشانم. گاهی نقاشم، رنگ بطلان به چهره حقیقت می زنم و جامه کژی بر قامت راستی می پوشانم. گاهی هم خلبانم، با بالهای وسوسه و القاء انقدر بر فراز قلب ادمی چرخ می زنم تا باند منسب برای فرود بیابم.

عبدالله: دشمنی دیرینه ات با ادمی زاد از کجا سر چشمه می گیرد؟

شیطان: ماجرا از ان روزی شروع شدکه صحنه ارای خلقت، دست به کار افرینش ادم شد. ملائک نه از روی اعتراض که از روی کنجکاوی گفتند: این موجود خاکی که می افرینی بر روی زمین فساد خواهد انگیخت و خونهای بسیار خواهد ریخت. اگر قصد تو طاعت بردن است که ما در فرمانبری مطاعیم. واگر مقصود تو تسبیح است که ما پیوسته در این کاریم.

با ما بگو حکمت این کار در چیست؟ او در جواب فرمود:

در این کار رازهایی است سر به مهر، من انچه را که در خشت خام می بینم شما در ایینه هم نخواهید دید........................... 

 

=======================================

اینچنین بود که خالق به واسطه این مخلوق نوپای دوپا به خود بالید و بر ما فخر فروخت، انگاه فرمانمان داد که: در مقابل این مخلوق خاکی به خاک سجده فرو افتید!.

تمامی فرشتگان بی درنگ بر ادم سجده بردند.

این فرمان اما بر من بسیار گران امد، چه انکه من سوابقی درخشان داشتم، تنها 6000 سال (با حساب شما البته صد و نه میلیاردو پاصد میلیون سال دنیا) خالصانه خدای را در اسمانها دوشا دوش فرشتگان پرستیده بودم، انقدر مستغرق در عبادت بودم که فرشتگان گمان می کردند که من نیز چون انها فرشته ام، من نتوانستم بار این خفت را به دوش بکشم. هرچه باشد افرینش من از اتش بود و خلقت او از خاک، برتری من نسبت به او چون افتاب روز، روشن بود، من کجا می توانستم بر انسانی خاکزاد سجده بروم.

اری، ان روز گستاخانه در برابر خالق ایستادم و متکبرانه از این فرمان سر باز زدم.

این شد که از درگاه ربوبی اش رانده شدم. از ان زمان به بعد کینه انسان را سخت به دل گرفتم و هر روز اتش این کینه در دلم شعله ورتر می شود.

عبدالله: این عبادتهای خالصانه که گفتی چگونه ترا از این تکبر ورزی باز نداشت؟

شیطان: من به رغم خود از روی خلوص خدای را می پرستیدم حال اینکه از ابتدا شائبه شرک و نفاق در خدا پرستیم راه داشت و این امتحان، شرک و نفاقم را افتابی کرد.

عبدالله: با چه شیوه و شگردی انسانها را به دام می افکنی؟

شیطان: با روش منحصر به فرد (گام به گام). من به طور معمول کارم را در چند مرحله انجام می دهم، نخست از طریق وسوسه های تحریک امیز خود، افکاری پلید را ب قلب انسان القاء می کنم، انگاه ان اندیشه زشت را نیک جلوه می دهم، سپس در مرحله عمل با تزئینات گوناگون، اشتیاق فرد را برای ارتکاب گناه بر می انگیزم.

این را هم اضافه می کنم که در مقام روش اساسا با حصر گرایی مخالفم، بر این باورم که همیشه نمی توان با روشی واحد به صید شکار رفت. وسوسه ، تزیین و حتی تسویل، شاید برای اغلب انسانها سودمند افتد، اما حریم دفاعی برخی انسانها گاهی نفوذ نا پذیر استاینجاست که تاگریزم به حربه های دیگری چون وحی، نسیان و ایجاد فراموشی متوسل شوم. البته هنرمندیهای دیگری هم دارم ، مثلا در هیئت و سایر اجسام، تمثل و تجسم مس یابم و از این رهگذر، ابنای ادم را به سراشیبی سقوط در پرتگاه تباهی و عصیان، سوق، که چه عرض کنم، هل می دهم.

عبدالله:بزرگترین ارزوی شیطان چیست؟

شیطان:گفتن ندارد، اما اغوای تمامی ادمیان در همه ادوار و اعصار تنها ارزوییست که در سر می پرورانم.

عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم، شما اما به سوی گناه دویدید، اگر طعم گناه در ذائقه شما شیرین افتد چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می نگارید؟

عبدالله: کدام عمل انسانها بیش از همه تو را خشکگین می کند؟

شیطان: هرچند خوش ندارم از ابرازش اما برخی بر حسب عادت، با سجده های طولانی، مدام مرا ازار می دهند.

عبدالله:عجیب ترین عمل انسانها کدام است؟

شیطان: بر سر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، انگاه معترضانه بر من خشم می اورند که سفره گنهه را تو گسترده ای..............................  .

عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم، شما اما به سوی گناه دویدید، اگر طعم گناه در ذائقه شما شیرین افتد چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می نگارید؟

عبدالله: شاید انسان ها پر بیراهه نمی روندکه تو را مقصر می دانند.

شیطان:چنین نیست، رسالت اغوا گری را خداوند خود بر دوش من نهاده است، پست تبهکاری و اضلال از ناحیه خداند به من اعطا شده است، او خود فرموده که هرکه رااز فرزندان ادمی توانم بلغزانم، با سواره نظام و پیاده نظام بر انها بتازم، در ثروت و فرزند شریکشان گردم و البته من جز فریب و درروغ نویدشان نخواهم داد.

عبدالله:چه اموری زمینه های نفوذ تو را بیش از پیش فراهم می کنند؟

شیطان:زمینه های نفوذ من البته بی شمارند اما نقطه ضعفها، حساسیت ها، حقارتها، حسادتها، رقابتها، محرومیت ها، عقده ها، شهرت طلبی ها، شهرت رانی ها

 

 

--------------> ادامه دارد...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جان نثاری  | 

محل نزول ایه تطهیر

از ام سلمه نقل شده است که گفت: حضرت رسول در خانه من بود، که فاطمه خربزه ای از برای ان حضرت اورد و حضرتش در صفه نشته بودکه خوابگاه ان حضرت بود و در زیر عبایش خیبری گسترده بودند و من در حجره و اتاقم نماز می خواندم .

پیامبر(ص) به فاطمه (ع) فرمود:شوهرت و پسرهای خود را بطلب،پس علی(ع) ، حسن(ع) و حسین (ع) امدند و همه نشستند و مشغول خربزه خوردن شدند، در این وقت خداوند این ایه:"انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراخداوند اراده کرده است که از شما شرک و گناه و شک و هر بدی را ای اهل بیت پیامبر(ص) دور کند و پاک نماید".  (احزاب/33)

ام سلمه گفت:من سرخود را داخل خانه کردم و عرض کردم من نیز با شمایم یا رسول الله؟! پیامبر(ص) دومرتبه فرمود:عاقبت تو به خیر است و مرا داخل ان جمع ننمود.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جان نثاری  | 
 ز ليلايي شنيدم  يا علي گفت به     مجنون چون رسيدم يا علي گفت
مگر اين وادي دارالجنون است        كه هر ديوانه ديدم يا علي گفت

نسيمي غنچه اي را باز مي كرد         به گوش غنچه كم كم يا علي گفت

چمن با ريزش باران رحمت             دعايي كرد و او هم يا علي گفت

يقين پروردگار آفرينش                  به موجودات عالم يا علي گفت

دلا بايست هر دم يا علي گفت          نه هر دم بل دمادم يا علي گفت

به هر روز و به هر شب يا علي گفت                    
به هر پيچ و به هر خم يا علي گفت

خمير خاك آدم را سرشتند            چو بر مي خواست آدم يا علي گفت

علي در كعبه بر دوش پيمبر               قدم بنهاد وآن دم يا علي گفت

عصا در دست موسي اژدها گشت            كليم آنجا مسلّم يا علي گفت

ز بطن حوت ، يونس گشت آزاد         ز بس در ظلمت يم يا علي گفت

به فرقش كي اثر مي‌كرد شمشير            شنيدم ابن ملجم يا علي گفت

مگر خيبر ز جايش كنده ميشد              يقين آن دم علي هم يا علي گفت

 
*****************************************
شبی در محفلی ذکر علی بود
شنیدم عاقلی فرزانه فرمود:
اگر دوزخ به زیر پوست داری
نسوزی گر علی را دوست داری
اگر مهر علی در سینه ات نیست
بسوزی گر هزاران پوست داری

************************************************************

در برج ولا مهر جهانتاب علی است

در شهر علوم سرمدی، باب علی است

از اول خلقت جهان تا محشر

مظلوم ترین شهید محراب، علی است

***

آنجا که علی واسطه ی فیض خداست

برغیر علی هر که کند تکیه خطاست

با مدعیّان کور باطن گوئـیـد

آنجا که خدا هست و علی نیست کجاست؟

**************************************************************
+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جان نثاری  | 
این بخش بیشتر برای اشنایی با خلق و خو و زندگی امام علی است, پس با نظرهای سازندتون این بخش رو تکمیل کنید.     این پست تنها پستی که حذف نمی شه پس اگه می خواهید نظراتون همیشگی باشه اینجا نظر بدین --در سایه حق--

**وضایف مهمان و میزبان در سیره اهل بیت**

 **طبیب یونانی از مشاهده قدرت امام علی بیهوش شد**

**ملاقات شگفت انگیز با امیر المومنین !

**در باره امام علی و 7 ویژگی اسمانی ان**

** خطبه هایی از نهج البلاغه**

**جايگاه علي عليه السلام درهستي**

***نيازمندى خلفاء بوجود على عليه السلام**

***عبادت علي عليه السلام**

**علي و ارتباط با زنان و دختران**

**ى از سيره و سيماى اميرالمؤمنين على(عليه السلام)**

**فتح مكه**

***بیست سوال قیصر روم*** (این پست رو حتما بخونید.)

***جای دو انگشت علی (ع)***(این پست رو هم حتما بخونید.)

**حیله گری با امیرالمومنین**

***سفری که بازگشتی نداشت**
 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جان نثاری  | 
    

تعداد گناهان کبیره زیاد است ولی ما به برخی از ان ها اشاره می کنیم و هر کدام را جداگانه شرح می دهیم.

1.خوردن مال یتیم

یکی از گناهان کبیره خوردن مال یتیم است، یعنی طفلی که بحد بلوغ نرسیده باشد و پدرش مرده باشد.حضرت رسول و حضرت امیر المومنین (ع) و حضرات کاظم و رضا و جواد علیهم السلام خوردن مال یتیم را از گناهان کبیره شمرده­اند، خداوند بر این کار وعده اتش داده است.

مرگ طلبکار و بچّه کوچک

اگر طلبکار کسی بمبرد ودارای اولاد کوچک باشد، اگران بدهی را در وجه انها کار سازی نکند البته به مقدار سهام صغار ، از خورندگان مال یتیم به شمار می­رود زیرا به مرگ پدر اموالش به فرزندانش منتقل می شود.

2.ربا خواری

حضرت رسول و حضرت امیر المومنین (ع) و حضرات کاظم و رضا و جواد علیهم السلام کبیره بودن این گناه را تصریح کرده اند و در قرآن مجید بر ان وعده عذاب داده شده است و تشدید عذاب ان را بیش ازبسیاری از کبائر می فرمایند، مثلا در سوره بقره می­فرمایند: (( کسانی که ربا می خورند در قیامت از گورهای خود بر می نخیزند مگر مانند کسیکه شیطان بسبب مس کردنش او را بیفکند. ))

3.زنا

خداوند در سوره بنی اسرائیل می فرماید: و نزدیک زنا مشوید و گرد ان مگردیدبدرستیکه ان خصلتی زشت وکاری فجیع و بدراهی است.

زنا مرگ ناگهانی و فقر می اورد.

4.لواط

حرمت لواط از زنا بیشتر است، به درستی که خداوند قومی را برای لواط هلاک نمود ولی کسی را برای زنا هلاک ننمود. هر گاه کسی لواط کند عرش خدا به لرزه می افتد و خداوند او را لعنت و غضب فرموده و جهنم را برایش اماده می فرماید. شخص لواط کننده مانند این است که شخصا 70 ضربه شلاق به امام علی زده باشد.

5.قذف

کسانی که به زنان پاک دامن نسبت زنا می دهندکه از انچه به ایشان نسبت می دهند بیخبران و اهل ایمانند، دور کرده شده در دنیااز نام نیک و در اخرت از رحمت و برای ایشان شکنجه بزرگی است در روزی کهزبانشان و دست و پایشان بر انچه کرده اند گواهی می دهند.

 

 

6.شراب خواری 7.قمار 8.اشتغال بملاهی 8.غناء 9.دروغ 10.سوگند دروغ

11.گواهی دروغ 12.گواهی دادن 13.پیمان شکنی 14.خیانت به امانت 15.دزدی 16.کم فروشی 17.حرام خواری

منبع: گناهان کبیره جلد اوّل

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جان نثاری  | 
علي (ع) در طول تاريخ تنها انساني است كه در ابعاد مختلف و حتي متناقض كه در يك انسان جمع نمي شود قهرمان است. چنين انساني و در چنين سطحي معلوم است كه در دنيا تنهاست. چنين انساني در جامعه اش و در برابر ياران همرزمش كه عمري را در راه عقيده كار كرده اند، با پيامبر صادقانه شمشير زده اند، اما در اوج اعتقاد و ايمان و اخلاصشان به پيامبر و اسلام، قبيله و تعصبات قومي را فراموش نكرده اند، مقام را آگاهانه و يا ناخودآگاهانه نتوانسته اند از ياد برند و سمبل اخلاص مطلق و يكدست- همچون علي (ع)- شوند، تنهاست.

از اين دردناكتر اينكه علي (ع) در ميان پيروان عاشقش نيز تنها است!!

در ميان امتش كه همه عشق و احساس و همه فرهنگ و تاريخشان را به علي (ع) سپرده اند تنها است.

او را همچون يك قهرمان بزرگ، يك معبود و يك اله مي ستايند اما نمي شناسندش و نمي دانند كه كيست؟ دردش چيست؟ حرفش چيست؟ رنجش چيست؟ و سكوتش چراست؟؟

اين است كه علي (ع) در ميان پيروانش هم تنهاست.

اين است كه علي (ع) در اوج ستايشهايي كه از او ميشود، مجهول مانده است.

درد علي (ع) دو گونه است:

يك درد ، درديست كه از زخم شمشير ابن ملجم در فرق سرش احساس مي كند و درد ديگر، دردي است كه او را تنها در نيمه شبهاي خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده و بناله در آورده است.

ما تنها بر دردي مي گرييم كه از شمشيرابن ملجم در فرقش احساس مي كند، اما اين درد علي (ع) نيست، دردي كه چنان روح بزرگي را بناله آورده است تنهايي است، كه ما آنرا نمي شناسيم!!

بايد اين درد را بشناسيم، چرا كه علي (ع) درد شمشير را احساس نمي كند و ما درد علي را احساس نمي كنيم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد جان نثاری  | 





Powered by WebGozar